ایام فاطمیه بر همه ارادتمندان حضرت زهرا(س) تسلیت باد

 

فاطمیه داغ جانـــسوز علیست

فاطمیه در دل مـــــا منجلیست

فاطمیه  دیـــــــده ها، تر از غم

مادر مظلومه ی سید علیست


منبع:http://www.sher-agha.blogfa.com/



ارسال توسط خاکی افلاکی
 
تاريخ : پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390

فاطمیه، جبهه ها یادش بخیر...


این شب ها چشم هر کس به بچه سید ها می افتاد بی اختیار اشکش جاری می شد؛ خصوصاً بچه های کم سن و سال تر. در شب شهادت بی بی آن ها وسط می نشستند و بقیه دورشان حلقه می زدند و با هم در عزای مادر،  هم ناله می شدند، نوحه می خواندند و اشک می ریختند.


رزمندگان

ایام فاطمیه بود. راهروهای بیمارستان هم سیاه پوش شده بودند. صدای دسته و عزاداری از پنجره باز اتاق می آمد. غمگین و بی حوصله روی تخت بیمارستان دراز کشیده بود کتابی را که برایش آورده بودند تا بخواند را برداشت. روی جلدش را چند دقیقه ای با دقت نگاه کرد (گزیده فرهنگ نامه جبهه انقلاب اسلامی ایران در جنگ تحمیلی. جلد 1. آداب و رسوم. نوشته: سید مهدی فهیمی. نشر پایداری". "فرهنگ جبهه)

یاد آن روزها افتاد لحظه ای چشمانش را بست. خاطرات مثل برق و باد از جلوی چشمش گذشتند : شب های عملیات ، شوخی ها و خنده ها ، دوستان شهیدش ، قمقمه های خالی ، بمب های شیمیایی ، تاول های آزار دهنده ، زخم زبان های بعد از جنگ ، بی خوابی های شبانه ، سرفه های مکرر  همه و همه ...

چشم هایش پر از اشک شد . یاد حرف دکتر افتاد. گفته بود گریه برایت خوب نیست . نباید استرس داشته باشی . نباید هیجانی بشی .

اشک ها رو پاک کرد و شروع به خوندن کتاب کرد  همینطور خوند و خوند تا رسید به این جا :

در دهه فاطمیه رزمندگان حال و هوای دیگری داشتند. عزاداری در این ایام فوق العاده سنگین بود و هیئت ها سنگ تمام می گذاشتند. مصیبت خوانی و مداحی، با ذکر آن چه بر سر ام ابیها و پاره تن پیامبر رفته و در کتب معتبر آمده بود، داغ دل های سوخته را تازه تر می کرد.

در دهه فاطمیه رزمندگان حال و هوای دیگری داشتند. عزاداری در این ایام فوق العاده سنگین بود و هیئت ها سنگ تمام می گذاشتند. مصیبت خوانی و مداحی، با ذکر آن چه بر سر ام ابیها و پاره تن پیامبر رفته و در کتب معتبر آمده بود، داغ دل های سوخته را تازه تر می کرد

نشسته خواندن نماز شب با حزن و اندوه و افسردگی تمام به یاد مادر در مقایسه با نشاط و آمادگی سایر شب ها برای بهتر درک کردن واقعه و حال حضرت فاطمه سلام الله علیها بعد از آن، جگر بچه ها را آتش می زد.

این شب ها چشم هر کس به بچه سیدها می افتاد بی اختیار اشکش جاری می شد؛ خصوصاً بچه های کم سن و سال تر.

در شب شهادت بی بی آن ها وسط می نشستند و بقیه دورشان حلقه می زدند و با هم در عزای مادر،  هم ناله می شدند، نوحه می خواندند و اشک می ریختند.

بی اختیار اشک از چشمانش سرازیر شد . یادش افتاد شبهایی که رمز عملیات مزین به نام حضرت زهرا(س) بود، از بچه سیدها قول شفاعت می گرفتند. سیدها  را قسم می دادند به مادرشان که برای شهادتشان دعا کنند . یا قسم می دادند که اگر شهید شدند آنها را شفاعت کنند .

 حالا نمی دانست آیا آنها یادی از ش می کنند؟

با خودش می گفت: من در این چند سال، فاطمیه ها به یاد آن روزها ، به یاد تک تک بچه ها  سینه زدم ولی امسال ....

آهی کشید و به کپسول اکسیژن خیره شد.

زینب سیفی

بخش فرهنگ پایداری تبیان



ارسال توسط خاکی افلاکی
 
تاريخ : دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390

معلم شهید

شهید مطهری

مرتضی مطهری مفسر قرآن، فیلسوف و از نظریه‌پردازان نظام جمهوری اسلامی ایران بود.

استاد شهید آیت الله مطهری در سال 1298 هجری شمسی در فریمان ،نزدیک به شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به دنیا آمد. در کودکی برای آموختن دروس ابتدایی به مکتبخانه رفت. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد رفت و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی پرداخت. در سال ???? برای تکمیل تحصیلات خود به حوزه علمیه رفت.در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی،  حضرت امام خمینی وعلامه سید محمد حسین طباطبائی بهره گرفت.

در سال 1331 به تهران مهاجرت کرد و به تدریس در مدرسه مروی و گردآوری و نوشتن کتاب و سخنرانیهای تحقیقی،دینی و تربیتی پرداخت و بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است.استاد مطهری همواره کنار امام بوده است به طوری که سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام ،با تلاش های او و یارانش انجام شد.

استاد مطهری در قیام های زیادی علیه رژیم پهلوی و شاه حضور داشت و همین امر موجب شده بود که چهره ای سیاسی-مذهبی داشته باشد و در این راه تلاش های بسیاری کرد به طوری که حتی در زندان های رژیم شاه شکنجه می شد. به طور کلی استاد شهید که به یک نهضت اسلامی معتقد بود نه به هر نهضتی، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاشهای بسیاری نمود. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان، اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود به طوری که می توان او را بنیانگذار آن موسسه دانست.

اما مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه خط مشی(روش) اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است.همچنین در آن سالها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران » را بنیان گذارد بدان امید که روحانیت شهرستانها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند.

پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار گرفت و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا نمود.در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نمود و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو کرد و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی نمود.

شهید مطهری

استاد مطهری تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال 1358 در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات سیاسی بیرون آمده بود، با گلوله گروه نادان و جنایتکار، که به مغزش اصابت نمود به شهادت رسید و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو رفتند.

سید روح‌الله خمینی علاقه زیادی به او داشت، تا آنجا که بعد از مرگش گفت: «مطهری پاره تن اسلام بود.» در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی از وی با عنوان «معلم شهید» یاد می‌گردد.




ادامه مطلب...
ارسال توسط خاکی افلاکی
 
تاريخ : شنبه بیست و هفتم فروردین 1390

علی در سوگ زهرا علیهماالسلام

حضرت زهرا

... ساعتی چند از شب گذشته است. شبی به غایت تاریک از نخستین شب‌های جمادی الثانی، که ماه هنوز فرصت نورافشانی و خودنمایی و جلوه‌گری نیافته است. مدینه را سکوتی غریب فراگرفته و چشمان بی‌فروغ منافقان، علیرغم همدردی کاذبانه با علی علیه السلام و خانواده‌اش در شهادت زهرا سلام الله علیها، در خوابی آرام(!) فرو رفته و رؤیاهای شیرین(!) را تجربه می‌کنند. و در این میان تنها، عده‌ای معدود از ساکنان شهر رسول الله صلی الله علیه و آله، در اندوه این مصیبت بی‌بدیل، در غربتی جانسوز سرشک غم از دیدگان فرو می‌ریزند.

اما در خانه گلین و محقر علی علیه السلام بساط سوگواری رونقی دو چندان دارد!! علی با قلبی آکنده از اندوه، خاطرات روزهای با زهرا بودن را از نظر می‌گذراند و غریبانه می‌گرید. گاه گذشته را می‌کاود و گاه چشم دل به آینده خیره می‌کند. آینده‌ای که باید بی حضور زهرا از میان «حوادث»، ناچار عبور کند. علی خود مرد حماسه‌ها و حادثه‌هاست. مرد لیلة المبیت و لیلة الهریر، مرد یوم البدر و یوم الاحد، مرد خندق و خیبر و صدها حادثه کوچک و بزرگ دیگر، ولی آنچه او را در این حوادث استوار می‌داشت، دو چیز بود؛ یکی ایمان بی چون و یقین متقن به هستی‌بخش یکتا و دیگر حضور پر طراوت و با صلابت رسول الله صلی الله علیه و آله، که به او و دیگر مؤمنان قوت قلب می‌بخشید، چرا که خود فرمود:

«کنا اذا احمر البأس اتقینا برسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ...؛ هر گاه آتش جنگ شعله می‌کشید، ما به رسول خدا پناه می‌بردیم... .»(1)

علی علیه السلام می‌فرماید: در آن هنگام - که با یتیمان فاطمه در گریه و اندوهشان همراه بودم - خدای را شاهد می‌گیرم که فاطمه نیز شروع به ناله و آه نموده و دست‌های خویش را از کفن بیرون آورده و دو پسر خویش را مدتی به خویش چسبانید.»(2) «این منظره برای اهل آسمان نیز که چشمانشان متوجه و خیره به آن نقطه از منزل علی علیه السلام گردیده بود سخت تکان دهنده بود پس تعجبی ندارد فرشتگان نیز ضجه زنند و با اهل آن خانه در گریه همراهی نمایند. و مانعی نیز نخواهد داشت که علی علیه السلام صدای یکی از آنان را بشنود که ندا می‌دهد: یا علی! آن دو را از روی بدن مادر بلند کن چرا که فرشتگان آسمان را به گریه انداختند. حبیب و دوست یعنی خداوند، مشتاق حبیبه خود فاطمه زهراست. امام پیش آمد تا دو طفل خود را از سینه مادر بلند کند در حالی که از دو چشم او اشک به شدت می‌بارید.»

و آنگاه که رسول گرامی صلی الله علیه و آله رحلت فرمود، حضور زهرا سلام الله علیها که خلقاً و خلقاً شباهتی تام به پدر داشت برای او موجب تسلای دل بود و قوت قلب، ولی این که از آن همراه همدل، تنها جسم بی روحی باقی مانده که آن نیز تا ساعتی دیگر در دل تیره خاک مأوا می‌گیرد و این چنین است که در مدینه امشب، هیچ دل و جانی را محزون‌تر از علی نخواهی یافت.

و اما یتیمان زهرا، حسنین به همراه زینب و ام‌کلثوم علیهم السلام. اینان نیز در کنار پیکر مادر که لحظاتی پیش علی علیه السلام به دستیاری «اسماء بنت عمیس» او را غسل داده و در کفن پیچیده بود، مویه می‌کنند و هر یک به زبانی با مادر خفته در آغوش مرگ، نجوا می‌نمایند و البته حسن و حسین را سوز دیگری است. چرا که همواره میان مادر و پسر، انس و علاقه‌ای بوده که دختران را از آن بهره‌ای نبوده کما این که میان پدر و دختر نیز الفتی بوده که پسران را نه، و از همین روی آنگاه که فرزندان زهرا سلام الله علیها بر پیکر مادر افتاده و صدا به گریه و ناله بلند کرده بودند: «واقعه‌ای رخ داد که قلم از شرح و تحلیلش عاجز و ناتوان است، قضیه‌ای که قوانین طبیعت را زیر پا می‌نهد و از قواعد ماوراء الطبیعی نشأت می‌یابد، قضیه‌ای که در حد خود عجیب است زیرا که خرق عادت و سنن طبیعی را می‌نماید. علی علیه السلام می‌فرماید: در آن هنگام - که با یتیمان فاطمه در گریه و اندوهشان همراه بودم - خدای را شاهد می‌گیرم که فاطمه نیز شروع به ناله و آه نموده و دست‌های خویش را از کفن بیرون آورده و دو پسر خویش را مدتی به خویش چسبانید.»(2) «این منظره برای اهل آسمان نیز که چشمانشان متوجه و خیره به آن نقطه از منزل علی علیه السلام گردیده بود سخت تکان دهنده بود پس تعجبی ندارد فرشتگان نیز ضجه زنند و با اهل آن خانه در گریه همراهی نمایند. و مانعی نیز نخواهد داشت که علی علیه السلام صدای یکی از آنان را بشنود که ندا می‌دهد: یا علی! آن دو را از روی بدن مادر بلند کن چرا که فرشتگان آسمان را به گریه انداختند. حبیب و دوست یعنی خداوند، مشتاق حبیبه خود فاطمه زهراست. امام پیش آمد تا دو طفل خود را از سینه مادر بلند کند در حالی که از دو چشم او اشک به شدت می‌بارید.»(3)

حضرت زهرا

... شب به نیمه نزدیک می‌شود. علی علیه السلام به آسمان می‌نگرد. مبادا سپیده سر زند و وصیت زهرا سلام الله علیها که فرموده بود: «وصیت می‌کنم ترا  که نگذاری  بر جنازه من حاضر شوند یکی از آنهایی که بر من ستم کردند و حق مرا گرفتند؛ چه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند و نگذاری که احدی از ایشان و اتباع ایشان بر من نماز کنند و مرا در شب دفن کنی در وقتی که دیده‌ها در خواب باشد.»(4)

قاصدی فرا می‌خواند و به سوی برخی خویشان و اصحاب گسیل می‌دارد. «عمار و مقداد و عقیل و زبیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم»(5) یکی یکی و به آرامی وارد می‌شوند. همگی می‌دانند که باید سکوت کرده و صدا به ناله بلند نکنند، مبادا منافقان مدینه از خواب نوشین(!) بیدار شده و در راه اجرای وصیت زهرا سلام الله علیها مانع شوند. بغض گلوها را می‌فشرد و سینه‌ها مالامال درد و اندوه است، ولی خفقان حاکم بر مدینه جرأت نالیدن را از آنان گرفته و به ناچار باید سکوت کرده سکوتی که صد البته از هزاران فریاد رساتر است، چرا که در آینده‌ای که با طلوع سپیده چهارم جمادی الثانی سال یازدهم هجری، آغاز می‌شود تا همیشه تاریخ، وجدان‌‌های بیدار و جان‌های آگاه را به پاسخ جوئی از این سؤال فرا می‌خواند که: چه اتفاقی روی داده و چه شرایطی بر جامعه مسلمانان حاکم شد که تنها دو ماه و اندی از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله گذشته، باید مراسم تشییع پیکر تنها یادگارش در سکوت و شبانه برگزار گردد.



ادامه مطلب...
ارسال توسط خاکی افلاکی
 
تاريخ : شنبه بیست و هفتم فروردین 1390
كیفر اخروى دشمنان حضرت فاطمه علیهاالسلام

حضرت زهرا

اگر به دقت به آیات قرآن مجید نظرى بیفكنیم و رابطه برخى از آیات آن را در مورد حضرت زهرا علیهاالسلام مورد توجه قرار دهیم، خواهیم دید كه پروردگار عالم عذاب دردناك و خواركننده‏اى براى دشمنان آن حضرت وعده مى‏دهد.

از جمله در آیه‏ 61 سوره‏ى توبه مى‏فرماید: «والذین یوذون رسول‏ الله لهم عذاب الیم؛ كسانى كه پیامبر خدا صلى الله علیه و آله را اذیت مى‏كنند به عذاب دردناكى گرفتار آیند.»

و در آیه‏ 57 احزاب مى‏فرماید: «ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنیا والاخره و اعدلهم عذابا مهینا؛ به یقین كسانى كه به ایذا خدا و پیامبر مى‏پردازند در دنیا و آخرت از رحمت الهى به دور بوده، عذاب خواركننده‏اى در انتظار آنان است.»

در حدیثی از طریق اهل تسنن از حضرت سلمان نقل شده كه پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله در مورد دشمنان فاطمه علیهاالسلام فرمودند:

یا سلمان! ویل لمن یظلمها و یظلم بعلها امیرالمؤمنین علیا و ویل لمن یظلم ذریتها و شیعتها؛ یا سلمان! واى بر آن ستمگرانى كه به فاطمه و شوهرش على امیرالمؤمنین ستم كنند؟! حتى واى بر آنان كه بر فرزندان و شیعیان فاطمه جفا نمایند.

از این روایات كه «ایذا فاطمه علیهاالسلام ایذا خدا و پیامبر است» چنین نتیجه مى‏گیریم كه دشمنان فاطمه طبق همین دو آیه و آیات مشابه دیگر، در آتش ابدى كه از قهر خدا سرچشمه مى‏گیرد قرار خواهند گرفت.

و در حدیثى رسول خدا در این زمینه مى‏فرمایند: هر كس با دشمنى فاطمه و اهل‏بیت من از دنیا برود كافر از دنیا رفته و بوى بهشت به مشام او نمى‏رسد و در پیشانى او مى‏نویسند این شخص از رحمت خدا به دور است. (1)

در حدیثی از طریق اهل تسنن از حضرت سلمان نقل شده كه پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله در مورد دشمنان فاطمه علیهاالسلام فرمودند:

یا سلمان! ویل لمن یظلمها و یظلم بعلها امیرالمؤمنین علیا و ویل لمن یظلم ذریتها و شیعتها (2)؛ ای سلمان! واى بر آن ستمگرانى كه به فاطمه و شوهرش على امیرالمؤمنین ستم كنند؟! حتى واى بر آنان كه بر فرزندان و شیعیان فاطمه جفا نمایند.

قابل توجه است كه در این حدیث ضمن تعبیر امیرالمؤمنین بر حضرت على علیه‏السلام آن هم در مدرك معتبر اهل تسنن، دشمنان فاطمه علیهاالسلام و شوهر و فرزندان و شیعیان را تهدید به كیفر و عذاب الهى مى‏نماید، و مى‏رساند كه چنین افرادى روزگار سیاهى در پیشگاه خدا خواهند داشت.

 

پی‌نوشت‌ها:

1ـ تفسیر كشاف، ج 3، ص 82/ فرائد، ج 2، ص 255 ش 251/ طرائف، ص 267/ فخر رازى، ج 27، ص 165/ قرطبى، ج 8، ص 43 ذیل آیه‏ 23 سوره‏ شورى/ نمونه، ج 20، ص 413/ سفینه، ج 1، ص 201.

2ـ فرائدالسمطین، ج 2، ص 67، ش 391.



ارسال توسط خاکی افلاکی

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود

دانلود